طرز صدا کردن مامان سر سفره - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:30
دوستم گفت طرز صدا کردن مامانم زمانى که غذا آمادست! تخم مرغ : عزیزم ، الهى مادر فدات شه بیا غذا حاضره. کوکو : عزیزم غذا آمادست خورش : بیا دیگه غذا یخ کرد مرغ : ما الان مى خوریم و جمع مى کنیم کباب : اصلا صدا نمى کنه بعدا میگه هر چقد صدات کردیم نیومدى
خاطره خنده دار مدرسان شریف بخون از دست نده - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:29
یه بار از طرف مدرسه برده بودنمون نمایشگاه کتاب، داشتیم همین جوری قدم میزدیم تو سالنش ک یهو چشمم خورد به غرفه ی *مدرسان شریف * D: یهو یه فکر شیطانی اومد تو سرم . رفتم جلو غرفه یه دختر جوونی صاحب غرفه بود گفت بفرمایید گفتم مدرسان شریف D: خلاصه هر چی گفت گفتم مدرسان شریف شروع کرد فحش دادن ک گفتم خانوم ...
اس مس بابا بریم - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:27
من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصلم سر رفت بهش اس ام اس دادم”بابا پاشو بریم”. وسط حرفش بود موبایلشو برداشت همه هم منتظر بودن که حرفشو ادامه بده ، بلند گفت :ااااااااا تویی؟ باشه باباجان الان میریم!
خاطره با مزه ازدواج - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:22
بچه های ورودی رشته ما تو دانشگاه 120 نفر بودن. سال دوم بودم یه روز واسمون کلاس جبرانی گذاشته بودن ما هم داشتیم دنبال کلاس میگشتیم که یهو یک پسری ازم پرسید : ببخشید کلاس کجا برگزار میشه؟ اونوقت بود که من تازه فهمیدم که ایشون از بچه های ورودی ماست ولی عجیبه که من توی این 2 سال ندیده بودمش! یه روزم توی...
خاطره خنده در پنگه - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:21
دیـشـب کـولـرمـون خـراب شـد مـجـبـور شـدیـم هـمـه بـیـاییـم زیـر پـنـکـه بـخـوابـیـم ، وسـطـای شـب ایـنـقـد گـرمـم شـد تـی شـرتـمـو دراوردم خـوابـیـدم ، تـوخـواب یـه لـحـظـه احـسـاس کـردم یـه چـیـزی از رو شـکـمـم سـر خـورد رفـت رو کـمـرم O.o تـو خـواب و بـداری گـرفـتـمـش دیـدم مـاره ه ه ه ه ه O_o پـ...
عکس خفن - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:18
ی برای تهیه ای مطالب داغ و بروز ندارم. موفق باشید.اولین عکس خنده دار، محض تقدیم دختر خانم های گل   چقد هوا گرمه بی حال شدیمااااا واقعا من مونده ام به عقل و نبوغ این مهندس کل!!   یکی از سرگرمی هام وقتی موز دستم می افته!! کسی از اینا بلده ؟؟؟؟؟ عکس های خنده دار عکس های خنده دار دوگربه خیلی عاشق!! - عک...
اول ابتدایی - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:06
یه بار اول ابتدایی که بودم بغل دستیم بهم گفت : مسخره !       منم گفتم اسم بابات اصغره !!     آقا تا آخر سال گیر داده بود اسم بابای منو ازکجا فهمیدی ؟!
ایران به زودی پیشرفت میکند - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:03
ادم چی بگه - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:01
زیبایی - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:00
تفاوت سرعت اینترنت - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 15:00
به رفیق ژاپونیم میگم سرعت اینترنتتون در چه حده؟؟؟؟؟ میگه وقتی منتظریم my computer بالا بیاد چند تا چیز دانلود میکنیم حوصلمون سر نره ... به من میگه سرعت اینترنت شما چجوریه؟ میگم تا گوگل بالا بیاد چند تا فیلم میبینیم حوصلمون سر نره ..
ترول با مزه - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 14:57
جوک بی ادبی - تاریخ: 1394/4/28 ساعت: 14:48
جوک های خفن ، جک بی ادبی Joke • من بچه که بودم بیشتر از اینکه از گم شدن بترسم از پیدا شدن میترسیدم….! وقتی پیدا میکردنم یعنی جوری میزدنم که تا یه هفته صدا سگ بدم! • جوک های خفن ، جک بی ادبی Joke • دختره رفته سوپر مارکت گفته : آقا ببخشید تن ماهی مرغ دارین ؟ :| شنیده ها حکایت از آن دارد که 3 نفر از خر...
توجه توجه - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:32
چرا نظرات کم شده؟؟؟؟ نکنه بازدید کننده هامو ترور کردن؟؟؟؟
هواپیما طنزززززززززززززززززززز - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:31
طنز شریعتی - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:29
اولیا شلخته...دومیا پاتخته... سومیا رئیسن... چارمیا پلیسن... پنجمیا رفوزه، یه وری می رن تو کوزه.... (دکتر علی شریعتی - کلاس سوم ابتدایی)
بازی - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:28
در یک اقدام خودجوش تو پلی استیشن  خودم تیم ملی ایران رو برداشتم  تیم مقابلمم اسرائیل برداشتم.  و برای حمایت از مردم فلسطین جلوی اسرائیل بازی نکردم.  بعدشم پل استیشنو خاموش کردم.  خیلی با این کار خودم حال کردم!
نخونی سرت کلاه رفته{راجب خانوم ها} - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:27
زن بودن در جامعه ؟ فرهنگ مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد ، دستش را در جیبش می کند و در می آورد ، من به شیشه چسبیده ام اما هر قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود .. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند ….   *(تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم ..!!!)     مسافر صندلی پ...
شعر طنز سلام کرد - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:25
دختری از کوچه باغی میگذشت یک پسر در راه ناگه سبز گشت در پی اش افتاد و گفتا او سلام بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام دختر اما ناگهان و بی درنگ سوی او برگشت مانند پلنگ گفت با او بچه پروی خفن می دهی زحمت به بانویی چو من؟ من که نامم هست آزیتای صدر من که زیبایم مثال ماه بدر من که در نبش خیابان بهار میکنم د...
داستان سرکاری خنده دار دیپ - تاریخ: 1394/4/22 ساعت: 0:24
یارو زبونش می‌گرفته، میره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟ کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟ یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره. کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟ یارو می گه: بابا دیب، دیب! طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه. اون م...